محمد مهدى ملايرى
86
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
تاريخ زبان پهلوى به آن دسته از نوشتههاى زردشتى اطلاق مىشده كه به خط قديم نوشته مىشده وى همين كلمه را براى خطى در آتشكده بارين كه ظاهرا در آن تاريخ بنا و مبلغى كه بر آن هزينه كرده بودهاند نوشته بوده است به كار برده . « 1 » « الفارسيه الاولى » و « الفارسيه الثانيه » ابهامى كه در اثر اين تغييرات و آميخته شدن مسائل خط و زبان به يكديگر بر مفهوم و كاربرد كلمهء پهلوى در مآخذ عربى و اسلامى سايه افكند در نوشتههاى مسعودى بهصورتى بارز و تا حدى آشفته نمودار مىگردد . وى در يك جا پهلوى را مانند يكى از لهجههاى شناخته شده فارسى و در رديف درى و آذرى نام برده بىآنكه كاربرد يا قلمرو آن را ذكر كند « 2 » و در موردى از آن بهصورتى نام برده كه با كتابهاى دينى مانى و ابن ديصان و مرقيون بستگى مىيابد « 3 » و در مورد ديگرى آن را به اوستا ربط داده و در سخن از آن گويد كه زردشت شرحى بر اوستا پرداخت و آن را زند ناميد و سپس زردشت آن را از زبان پهلوى به فارسى ترجمه كرد و آنگاه براى زند هم شرحى پرداخت كه آن را پازند ناميد « 4 » كه از اين عبارت معلوم مىشود كه مسعودى زبان اوستا را در زمان خودش فارسى مىدانسته كه از زبان قديمترى يعنى پهلوى ترجمه شده بوده است . و در موردى هم پهلوى را الفارسيه الاولى يعنى فارسى كهن معنى كرده و آن به مناسبت ذكر فرعون است كه گويد : معنى آن را از قبطيان مصر پرسيده و پاسخى نشنيده و سپس خودش احتمال داده كه اين اسم در زبان قديم مصر نشانهء پادشاهانشان بوده و آن زبان اكنون تغيير يافته مانند تغيير يافتن پهلوى كه فارسى اوليه بوده به فارسى دوم . « كتغير الفهلوية من
--> ( 1 ) . مسالك الممالك ، ص 118 . ( 2 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 78 . ( 3 ) . مروج الذهب ، چاپ محمد محيى الدين عبد الحميد - قاهره ج 4 ، ص 242 ، « و امعن المهدى فى قتل الملحدين و المداهنين عن الدين . . . لما انتشر من كتب مانى و ابن ديصال و مرقيون مما نقله عبد الله بن المقفع و غيره و ترجمت من الفارسيه و الفهلويه الى العربيه » . ( 4 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 92 ، « . . . ثم ترجمه زرادشت من لغه الفهلويه الى الفارسيه » .